<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آريانامه</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/</link>
<description>جشنهاي ايراني  و مقاله های علمی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Sep 2009 22:21:01 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قانـــون دانــــه</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Sep 2009 22:21:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بزرگترین جشن اوستایی و کهنترین و زیباترین جشنی که بشریت آنرا شناخته است.جشنی که با رویش و زایش طبیعت آغاز میشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;از نظر نجومی نوروز همزمان است با اعتدال بهاری یعنی آنجا که خورشید روی مدار استوا قرار می گیرد و روز و شب برابر میشود.روزی که زندگی تازه و سرسبز و نو هستی آغاز میشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;جشن نوروز به استواری دماوند و تابش خورشید و عظمت هستی از روزگاران کهن در برابر تازشها و ناملایمات بسیاری پایداری نموده و هویت فرهنگی ما را پاس داشته است.نوروز نه تسلیم اسکندر شد و نه از شمشیر تازیان ترسید.نوروز نه از شورش مغولان رنگ باخت و نه از ترس تورانیان گریخت.نوروز دلیر و بلندقامت و استوارو سربلند ،هزاران هزار سال است که به استواری طبیعت ایستاده تا پیام شادی و سرسبزی و خرمی طبیعت را برای ما با آهنگ دل انگیز بهاری بنوازد........&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;.....مهربان یاران بیایید نوروزمان را ارزان نفروشیم و آنرا با شکوه هرچه تمامترجشن بگیریم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;((برگرفته از کتاب آیین اوستا ایران هفت هزارسال پیشینه تمدن نوشته سیاوش اوستا)) </description>
<pubDate>Thu, 19 Mar 2009 13:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>۲۹ بهمن ماه :سپندار مذگان، روز عشاق ایرانی</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.shakibagallery.com/gallery1/big/gallery-a-%2828%29.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;روز سپندارمذگان از دیر باز در تاریخ کهن سرزمین مادری ، با نام روز زن و زمین و عشاق شناخته شده است و دیر پایی آن بسیار فراتر از ولنتاین غربی است . شایسته است بانوی ایرانی را در این روز ارج نهیم و دختران و پسران سرزمین کهن تنها با چهار روز شکیبایی روز عشاق را در ۲۹ بهمن ماه خورشیدی با معشوق خود جشن بگیرند .&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;گامهایی این چنین ، ما را در پاسداشت هویت ایران ۸۰۰۰ هزار ساله استوار تر خواهد نمود - جوانان ایرانی را در این رستاخیز فرهنگی فراخوانید . دوست عزیز برای استحکام پایه های تمدن ایرانی این متن را برای لیست دوستان و یا کلوب های خودتان ارسال کنید و ضمنآ‌ پیشنهاد می کنم با فرستادن پیام کوتاه به دیگردوستان خود این نکته را یاد آوری کنید و آنها را به برگزاری جشن عشاق در ۲۹ بهمن فرا خوانید .&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;۲۹ بهمن ماه :&lt;BR&gt;سپندار مذگان، روز عشاق ایرانی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از والنتاین فرنگی است! این روز “سپندارمذگان” یا “اسفندارمذگان” نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین یعنی گستراننده، مقدس، فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند…. آیا زمان آن نرسیده است که همچون سال های اخیر و گسترش جشن های سده و مهرگان در ایران نسبت به پیش تر، سپندار مذگان را هم گرامی بداریم ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN class=post-cat&gt;&lt;A title=&quot;نمایش ‌همه‌ی نوشته‌ها در سپندارمذگان&quot; href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/category/uncategorized/&quot; rel=&quot;category tag&quot;&gt;سپندارمذگان&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN class=post-comments&gt;هیچ دیدگاه »&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV class=entry&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;سپندارمزد&lt;/A&gt; نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار میگردد . ایرانیان از دیر باز این روز را روز زن و روز مادر و در حالت کلی این روز را روز عشاق می نامیدند که امروزه متاسفانه بجز زرتشتیان ، دیگر هم میهنان روز مادر را برابر با تقویم تازی ( عربی ) و روز عشاق را برابر با تقویم میلادی ( ولنتاین ) جشن میگیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واژه سپندارمزد در اوستا سپنته آرمئیتی آمده است و به چم ( معنی ) فروتنی و بردباری که خاص مادران است به کار آمده از این رو ماه اسفند و به خصوص این روز (&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;سپندارمذ&lt;/A&gt;) جشن زنان بوده و در این روز مردان به زنان هدیه مى دادند. این روز متعلق به سپندارمذ یا سپنته آرمئیتى است و چون نام روز و نام ماه با هم موافق مى شوند، جشن مى گیرند. این فرشته در عالم مینوى نماد عشق، محبت، تواضع، بردبارى، جانبازى و فداکارى است و در جهان مادى پاسبان و حامى زنان نیک و پارسا است و تمام خوشى هاى روى زمین در دست اوست. این فرشته گذشته از پاسبانى زنان پارسا نگهبان و حامى زمین هم است. این جشن را به دلیل نزدیکى کشت و کار و فصل بهار به نام «برزگران» نیز مى گویند. در آیین زرتشت ، به دلیل برخى ویژگى هاى مشترک زمین با زن همچون آفرینندگى و زایندگى، این روز به نام «زن و زمین» نام گرفته است.&lt;BR&gt;در سفره این جشن جامى از شیر و تخم مرغ که نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها میوه هاى فصل به ویژه انار و سیب، شاخه هاى گل، شربت و شیرینى، برگ هاى خشک آویشن با دانه هایى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و کندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار کمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها که در جشن مهرگان براى سفارش کاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مى گذارند.&lt;BR&gt;از ویژگى هاى این جشن، استراحت کامل زنان از کار و تلاش و کوشش و فرمانبردارى کامل مردان از زنان بوده است. در این روز به پاس تلاش یک ساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این کار، فعالیت هاى یک زن را تجربه مى کردند و در عین حال در این روز هدیه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى این جشن به شمار رفته است.به این ترتیب از محبت و مهربانى زنان سپاسگزارى مى شود. در این روز خاص همچنین انجام کارهاى خانه بر عهده مردان است و زنان با پوشیدن لباس هاى نو، مورد تکریم قرار مى گیرند. در مراسم جشن اسفندگان در آیین زرتشت همچنین زنان پاکدامن و پرهیزگار که به تربیت فرزندان نیک پرداخته اند و این فرزندان به عنوان شخصى نیک شناخته شده اند، تشویق مى شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسأله آدم وحوا در دین &lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;زرتشتی&lt;/A&gt; نیست . بنابراین ، جنگی بین طرفداران نظریه تکامل و طرفداران نظریه خلقت پیش نمی آید. تساوی حقوق زن و مرد برای زرتشتیان ممکن است.  در کتاب مقدس زرتشتیان راجع به حقوق زن و یا سهم الارث او و فرزندان و مانند این ها ، احکامی وجود ندارد که عمل بر خلاف آنها ، مغایر دین باشد.  در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;سپندارمذگان : در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از والنتاین فرنگی! این روز “سپندارمذگان” یا “اسفندارمذگان” نام داشته است. توضیح: “سپنته آرمئیتی” که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، در پهلوی “سپندازمذ” گفته شده که به معنی فروتنی است. از طرفی چون این امشاسپند، سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد، این روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشنی که در این روز برگزار می‌شده به “سپندارمزگان” معروف است. نام‌های دیگر آن “مردگیران”، “مژدگیران” می باشد. ابوریحان بیرونی می‌نویسد: “اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می‌رود.” و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته است. در این روز مردان به جهت گرامی‌داشتِ مقام زن به آنها هدیه می‌دادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی می‌کردند و مردان از آنها اطاعت می‌کردند. به این دلیل به این روز مردگیران می‌گفتند که در این جشن زنها می‌توانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند. هم‌چنین “سپندارمذ” در اوستا، “سپند آرمیتی” و در پهلوی، “سپندارمت” یا ” سپندارمد” و در فارسی، “&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;سپندارمذ&lt;/A&gt;” یا “اسفند”خوانده می‌شود که مرکب است از دو جزء “سپند” به معنی “ورجاوند” و “آرمیتی” که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی می‌دهد. در پهلوی معنی این ترکیب را “خرد کامل” نوشته اند. در گاهان، غالبا جزء دوم آن ( آرمیتی ) به تنهایی آمده و یکی از فروزه‌های “مزدا اهوره” است. اما در اوستای نو، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سه‌گانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهوره‌مزدا به شمار می‌رود. این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهوره‌مزدا و در جهان استومند، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهوره‌مزدا است و ایزد بانوان آبان ( اردویسور آناهیتا ) و دین و از یاران و همکاران او هستند و “ترومیتی” – دیو ناخشنودی و خیره‌سری و یکی از بزرگان دیوان- دشمن اوست. در گاهان از “سپند آرمیتی” چون پرورش‌دهنده‌ی آفریدگان یاد می‌شود و از طریق اوست که مردم برکت می‌یابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمه‌ها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو، او دارنده‌ی ده‌هزار داروی درمان‌بخش است. و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است. دکتر بهار می‌نویسد: ” در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل “آراماتا” بوده است به معنی “مادر زمین”. واژه‌ی “ساندارامت” در ارمنی ( به معنی اندرون زمین ) صورتی از “سپندارمذ” است. پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته می‌شود. گل بیدمشک را نیز ویژه‌ی او دانسته اند. فلسفه‌ی بزرگ‌داشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌کردند و علاوه بر این‌که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به عنوان مثال روز اول “روز اهورا مزدا”، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان نماد عشق می‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه، مهر نام داشت و در ماه مهر، مهرگان لقب می‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه “&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;سپندارمذ&lt;/A&gt;” یا “&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot;&gt;اسفندارمذ&lt;/A&gt;” نام داشت و در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌گرفتند.* سپندار مذگان جشن زمین و گرامی‌داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌کردند. ملت ایران از جمله ملت‌هایی است که زندگی‌اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت‌های گوناگون جشن می‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌گذرانده اند. این جشن‌ها نشان‌دهنده‌ی فرهنگ، نحوه‌ی زندگی، خلق و خوی، فلسفه‌ی حیات و کلا جهان‌بینی ایرانیان باستان است. از آن‌جایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=right&gt;اینک زمین را می‌ستاییم؛&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;زمینی که ما را در بر گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ای اََهوره‌مَزدا !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;زنان را می­ستاییم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اوستا - یسنا ۳۸ - بند &lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;۱&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم هر سال «&lt;STRONG&gt;اسفند&lt;/STRONG&gt;» یا «&lt;STRONG&gt;سپندارمذ&lt;/STRONG&gt;» نام دارد. این واژه که در اوستایی «&lt;STRONG&gt;سْپِنْتَه‌آرمَئیتی&lt;/STRONG&gt;»(Spenta-Ârmaiti) می­باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته»(Spenta) یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی»(Ârmaiti) به مانک فروتنی و بردباری تشکیل شده است و مانک این دو با هم فروتنی ِپاک و مقدس است. این واژه در پهلوی «سپندارمت»(SpandÂrmat) و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن «&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;سپندارمذگان&lt;/A&gt;» یا «&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;اسفندگان&lt;/A&gt;»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بکار رفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;یکی دیگر از نام­های این جشن نیز، جشن &lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;«&lt;/SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;برزگران» یا «برزیگران»&lt;/SPAN&gt; &lt;/A&gt;است که به مناسبت نقش مهم برزگران و کشاورزان در سبز کردن زمین و باروری زمین بوده­است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/SPAN&gt;به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست­کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می­رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می­کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش­هایی برخوردار می­شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می­کردند و مردان باید که از آنان فرمان می­بردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;گردیزی در کتاب زین­الاخبار نیز درباره­ی واژه­ی «مردگیران» اشاره کرده ­است که از این جهت این جشن را مردگیران می­گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی­گزیدند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN id=parsibox_ajax_load_place&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نوز نیز در برخی از گوشه ­های ایران زمین&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org/&quot; target=_blank&gt; مانند اصفهان، پهله، ری&lt;/A&gt; و دیگر شهرهای ناحیه­ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می­شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می­پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده­اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده­اند مورد تشویق قرار می­گیرند و از مردهای خود پیش­کش­هایی دریافت می­کنند. آن­ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می­گیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sepandarmazgan.org&quot;&gt;www.sepandarmazgan.org&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;!--/post --&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Feb 2009 22:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سپندارمذگان</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>سپندارمذگان به همه زنان ایرانی مبارک</description>
<pubDate>Tue, 17 Feb 2009 21:59:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جشن سده</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;H2 dir=rtl&gt; &lt;/H2&gt;
&lt;H3 dir=rtl&gt;جشن بزرگ آتش با خاستگاه كيهانی&lt;/H3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;KBD&gt;رضا مرادی غیاث آبادی&lt;/KBD&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جشن «سَـدَه» بزرگترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های گروهی و اشتراكی شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن و در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;گستره جشن   &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در گذشته، جشن سده در گستره پهناوری از آسیای كوچك (آناتولی) تا استان سین‌كیانگِ چین یعنی در سرتاسر ایران بزرگ، در بین همه مردمان، فارغ از هر قومیت یا گرایش دینی رواج داشته و به مانند نوروز در روایت‌های مكتوب تاریخی به آن اشاره شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه تا آنجا كه نگارنده آگاهی دارد، این مراسم در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همانگونه که گفته شد ، یکی از سرزمین‌هایی که جشن سده را برگزار می‌دارند، روستاهای دشت جوین در خراسان و به ویژه روستای «آزاد ور» است. این روستا در جنوب خاوری جاجرم و در کنار خط راه‌آهن خراسان و ایستگاه آزادور واقع شده است. در این روستای کهنسال و روستاهای پیرامون آن، جشن سده پس از چند هزار سال با شکوه فراوان برگزار می‌شود. چشم‌انداز دشت جوین در آغاز شامگاه دهم بهمن ماه و شادی و آوازخوانی مردم و جوانان، بسیار زیبا و دیدنی است. بر بام خانه ها و بر فراز کوه‌های اطراف، آکنده از بوته‌های فروزانی است که سراسر دشت را آتشباران و چراغانی کرده‌اند. هیزم این مراسم از بوته خاصی فراهم می‌شود که به نام محلی جشن، «سـرِه» (sare) نامیده می‌شود. مردم منطقه از چند روز پیش از سده به گردآوری این بوته می‌پردازند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG height=161 src=&quot;http://www.ghiasabadi.com/images/sadeh_azadvar.jpg&quot; width=482 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سرودخوانی در جشن سده، روستای آزادور خراسان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عکس از غیاث آبادی، دهم بهمن 1380&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جشن سده آزادور در گذشته در چند روز متوالی برگزار می‌شده است و اکنون دوست خوبم آقای &lt;A href=&quot;http://khalkhan.persianblog.ir/1385_12_khalkhan_archive.html&quot; target=http://khalkhan.persianblog.ir/1385_12_khalkhan_archive.html&gt;&lt;U&gt;خسرو زیباکیان&lt;/U&gt;&lt;/A&gt; از ناحیه کوهستانی وخان در پامیر (خاور افغانستان) خبر داده است که مردمان آن ناحیه هنوز هم جشن سده را در پنج روز متوالی منتهی به دهم بهمن برگزار می‌کنند. در اینجا لازم می‌دانم از همه مردم مهربان روستای آزاد ور، به ویژه خانوانده برادران آزادوری و مادر آگاه به باورهای کهن آنان که دوبار در جشن سده سال‌های 1380 و 1381 من و همراهان مرا برای پژوهش‌های میدانی به روستای کوچک و دوست‌داشتنی خود دعوت کردند، سپاسگزاری کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با اینكه در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هم‌میهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیین‌های كهن و گاه مهم آن توجه نمی‌شود. روشن كردن تعداد زیادی كُـپه‌های جداگانه آتش از ویژگی‌های این مراسم بوده و در همه متون كهن به آن اشاره شده؛ اما برافروختن تنها یك كُـپه آتش در منافات با آیین كهن است. همچنین با انجام مراسم توسط موبدان، جشنی ملی تبدیل به مراسمی دینی شده و بتازگی با سخنرانی‌های مقامات رسمی در حال تبدیل شدن به مراسمی تشریفاتی است. رواج این شیوه موجب می‌شود تا برگزاری جشنی همگانی، در انحصار گروهی خاص قرار بگیرد و دیگران حداكثر تماشاگر مراسم باشند. جشن سده در میان بسیاری از زرتشتیان و از جمله پارسیان هند در چهارم بهمن (برابر با دهم بهمن ماه در &lt;A href=&quot;http://avesta.org/zcal2008.htm&quot; target=http://avesta.org/zcal2008.htm&gt;&lt;U&gt;گاهشماری یزدگردی&lt;/U&gt;&lt;/A&gt;) برگزار می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دلایل برگزاری جشن   &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یكی از دلایلی كه برای پیدایش سده یاد می‌كنند همانا كشف آتش توسط هوشنگ‌شاه در شاهنامه فردوسی است. باید گفت كه داستان كشف آتش در زمان هوشنگ، هیچگاه باور ایرانیان نبوده و از ساخته‌های جدیدتر است. این فرضیه امروزه مورد توجه بیشتر شاهنامه‌شناسان قرار گرفته و از جمله در نسخه‌های تصحیح شده آقایان، استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، داستان كشف آتش به دلایل بسیاری در زمره بیت‌های افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده است. از سویی از این داستان در هیچیك از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن یاد نشده است و همچنین می‌دانیم كه كشف آتش بسیار كهن‌تر از عصر هوشنگ است كه با توجه به اشاره‌های شاهنامه در باره چگونگی و دستاوردهای زندگی انسان در آن دوره (ساخت ابزار ریزسنگی، یكجا‌نشینی، آغاز كشت‌وزرع و اهلی كردن برخی حیوانات)، می‌بایست با دوره‌ای منطبق باشد كه در باستان‌شناسی بنام «میان‌سنگی/ مزولیت» (حدود 15000 تا 10000 سال پیش) خوانده می‌شود. و از سوی دیگر این بیت‌ها در ‌برخی نسخه‌های متقدم شاهنامه و از جمله كهن‌ترین آن (دست‌نویس فلورانس) وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نگارنده بر این باور است كه پیدایی این جشن (مانند بسیاری مناسبت‌های دیگر) نه فقط یك دلیل، بلكه دلایل متعددی دارد كه همزمانی آنها بر اهمیت جشن افزوده است. نخست اینكه، اشاره‌های فراوانی كه از داستان‌ها و ترانه‌های مردمی بدست می‌آید؛ نشانگر به ستوه آمدن مردم از یخبندان و آرزو برای رفتن سرما و یا كاستنِ از شدت آن بوده و همین نكته مهمترین دلیل پیدایش این مراسم و بر افروختن آتش‌هایی در مبارزه نمادین با سرماست. بجز این، به نظر می‌آید كه چند واقعه كیهانی نیز در پیدایش این آیین بی‌تاثیر نبوده است. نخست اینكه جشن سده در چهلمین روزِ شب یلدا یا شب زایش خورشید (انقلاب زمستانی) برگزار می‌شود و جشن چهلمین روز تولد خورشید است. دوم اینكه، دهم بهمن ماه، یكی از دو هنگامِ سال است كه در عرض‌های بالایی ایران‌زمین، طول تاریكی كامل آسمان 12 ساعت تمام است. سوم اینكه، می‌دانیم ارتباط واژه  «سده» با عدد «سد/ صد» هنوز به اثبات نرسیده است. در زبان اوستایی واژه «سَـد» به گونه جالبی هم به معنای «فرو رفتن/ غروب كردن» و هم به معنای متضاد آن یعنی «بر آمدن/ طلوع كردن» آمده است. همچنین واژه «سَـذِه» در اوستا، هم به معنای طلوع كردن و هم به معنای غروب كردن آمده است كه به گمان برگرفته از رویداد زیر است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شب‌های شب‌های بهمن‌ماه، رویداد جالبی رخ می‌داده كه بعید نیست با آیین‌های جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نام‌های «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمال‌غربی آسمان سرشبی. در آن زمان ستاره زرین «سماك رامح» در آسمان سرشبی عرض‌های بالایی ایران‌زمین و در افق شمال‌شرقی، به تازگی طلوع كرده و ستاره سپید‌فام و درخشان «نسر واقع» در همان هنگام و در افق شمال‌غربی، آماده غروب كردن بوده است. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژه‌های اوستایی «سد» و «سذه»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ghiasabadi.com/jashnesada.html&quot;&gt;http://www.ghiasabadi.com/jashnesada.html&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Feb 2009 22:33:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ثرومند شدن </title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=impact size=3&gt;&lt;STRONG&gt; مطمئن ترین راه برای ثرومند شدن این است که کار موفقی را برای خود طرح ریزی کنید و به مرحله اجرا درآورید . هیچکس با کار کردن برای دیگران ثروتمند نمی شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=impact size=3&gt;&lt;STRONG&gt;تمام مردمان موفق افکارشان را روی کاغذ می آورند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=impact size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ثروتمند شدن نیز مثل رسیدن به هر خواسته دیگری در این دنیا برای خود مراحلی دارد, و فقط کسانی که از این موضوع باخبرند می تواند به ثروتمند شدن خود امید داشته باشند. &lt;BR&gt;با کمی مطالعه و تحقیق در زندگی بیشتر ثروتمندان جهان به این نتیجه می رسیم که پشت کار داشتن و سخت کوش بودن ویژگی مشترک تمام ثروتمندان جهان است. اگر در زندگی بسیاری از ثروتمندان جهان نگاهی بیاندازید به این حقیقت پی می برید که بیشتر آنها در ابتدا بیشتر به اشخاصی خانه به دوش شبیه بوده اند اما در عین حال افکاری سلاطین گونه داشته اند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=impact size=3&gt;&lt;STRONG&gt; برای ثروتمند شدن منتظر لحظات جادویی نماید, فرصت ها همیشه در جامه مبدل به سراغ اشخاص می آیند. یک ضرب المثل ایتالیائی می گوید &quot; کسی که منتظر زمان می ماند آنرا از دست می دهد&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=impact size=3&gt;&lt;STRONG&gt; اگر واقعا مي خواهيد ثروتمند شويد:&lt;BR&gt;آيا شما يک ميل سوزان براي ثروتمند شدن داشته ايد،به طوري که هيچ موضوعي نتواند از اين اشتياق جلوگيري کند؟&lt;BR&gt;آيا شما براي ثروتمند شدن آماده شده ايد؟&lt;BR&gt;آيا شما براي ثروتمند شدن برنامه ريزي و هدف گذاري کرده ايد؟ &lt;BR&gt;اگر به سه سوال بالا صادقانه پاسخ مثبت داده باشيد،بايد بگويم که شما در حال ثروتمند شدن هستيد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Dec 2008 13:11:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهت زندگی</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;زمان به طور منظم می گذره و مثل اینکه هیچ چیز نمی تونه این نظم و به هم بزنه.چرخش فلک ،کهکشانها &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;، زمین و سیاره ها.عده سر ساعت معین صبح از خواب بلند می شن و بدون اینکه فکر کنند به مسیر چندین ساله خود ادامه می دن و طوری که از نظم روزگار پیروی می کنند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;عده ای با پای پیاده و عده ای با اتوبوسهای کنسرو شده و عده ای هم با سواری های مملو از بوی بنزین است و هیچ احساس امنیتی نمی کنی و عده ای دیگر در گوشهای دیگر از دنیا با متروها و اتوبوسهای شیک تر و تمیز تر.برخی هم شبها بیدارند و موقع بیداری مردم عادی تازه می خوابند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;تولد،رشد،ازدواج و مرگ این مراحل طی شده خیلی از مردم است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;اینکه خدا توی زندگی ها دخالت نمی کنه زندگی رو جذاب کرده......&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Nov 2008 21:21:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز ما</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt; ای کاش جای برای رفتن بود.جای که صدای عشق معنای واقعی خود را داشت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خیال رنگ واقعی داشت و انسانها از هم سیر نبودند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;حسها واقعی بود و آب و رنگ مصنوعی نداشت&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خورشید چشمها را نزند و پوست را نسوزاند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;گنجشکها دغدغه دانه نداشته باشند و از آبی آسمان لذت ببرتد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دیوار حافظ و نگهبان ما باشد نه مانع و حایل&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;وای از روزی که بلبل باغی بی جان روی زمین افتاده باشد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و صدای کلاغ مزااحم گوشهای ما شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;روزی را می خواهم که ترنم باران رنگ بالهای چروانه ها را جلا دهد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و قناریها را هیجان زده کند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;روزی که کوهها  سنگ ریزه های خود را رها کنند و سبزی و طراوتشان را &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به دو عاشق هدیه کنند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;روز ما روزی است که چشمها از زیبایی سیراب شود &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و قوها آواز مستی سر دهند و دو عاشق هیچوقت از هم سیر نشوند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و دستهایشان با هم و درهم باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 31 Oct 2008 20:34:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بزرگان</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید . فردوسی خردمند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بیچاره مردمی که فرمانروایانش  رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند .  اُرد بزرگ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آدم هاي حقير،انسانهاي والا را ديوانه ميپندارند. چرا كه اين انسانها سرشت نامعقول تري داشته و به سمت چيزهاي استثنائي جذب ميشوند:چيزهايي كه هيچ جذابيتي براي بسياري از مردم ندارند . فردريش نيچه&lt;/P&gt;اگر به عمق اعتقادات نفوذ كنيم، درخواهيم يافت كه تمام ارزش ها بي پايه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستي هر چيز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقيقي وجود ندارد. والاترين ارزش‌ها خودشان را نابود مي‌كنند و هدفي در كار نيست، چرا كه هيچ وقت پاسخي نمي یابند . فردریش نیچه</description>
<pubDate>Sat, 25 Oct 2008 21:21:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بزرگان</title>
<link>http://danialmen.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند. وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند . اگر انتظار بدترینها را داشته باشید از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می شود بهترینها از شما بگریزد حیرت انگیز است . ویلیام جییمز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابريل گارسيا مارکز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آلفونس دوده سعادت مثل پروانه ایست که روی برگهای گل به خواب رفته باشد . به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند . آندره تواید &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Oct 2008 01:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=danialmen&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>danialmen</dc:creator>
<guid>http://danialmen.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
